روز بی تکرار5

خرید بک لینک
ساعت7شبه نو دhری گوشتایی ک اوردمو خورد میکنی و منم حموم بودم..صدای ظرف شستنتم میومد..خیلی طولانی شد ایندفه قهر..همش اشکه میخواد بیاد و قورتش میدم..سرکار خیلی بهترم حواسم پرته..سنگ شدی..برا کوچیکترین ]یزا مدام بمادرت زنگ میزنی..مامان دارم میرم فلانجا ..مامان اومدم از ونجا اونجا این وقایع شد--هیچ خوشم نمیاد ازین حرکتت..حرفم نمیشه زد ب پزت برمیخوره و جبهه میگی..هرچیزی حدی داره..چنسال پیش مادرت برگشته بمن میگه اگه محبتمو کم نمیکردم محال بود زن بگیره..زشت نیس این حرف?!کاشکی درکم میکردی..محبتم نسبت بهت کم شده نمیدونم حsم بخاطر اینکه قهریمه یانه

همش حالت تهوع دارم حالم بده بدبدبد

دلم مسجد مبخواد عزاداری

دیشب خواب بابارو دیدم خوشحال بود 1جعله بامیه براخودش خریده بود باید بامیه خیرات کنم بابابرا همه چی ازت معذرت میخوام امیدوارم تو ارامش باشی و حالت خوب باشه ببخش گاهی احترامتو نداشتم بدون همیشه دوستداشتم..خدایا دل همرو شادکن دل منم شاد کن من دختر غمگینی نیستم دوسدارم ب شادیم برگردم

روزای بی تکرار من...

ما را در سایت روزای بی تکرار من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 17:17

صفحه بندی